{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Germany
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
moon
۰
۰
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
When i was in germany
۰
۱
[توسط مترجم]
[حقوق]
آلمان
معنی Germany, معنی Gثقوشئغ, معنی Germany, معنی اصطلاح Germany, معادل Germany, Germany چی میشه؟, Germany یعنی چی؟, Germany synonym, Germany definition,
معنی fluidity
,
ترجمه fluidity
به فارسی,
معنی peer
,
ترجمه peer
به فارسی,
معنی سرزدن، اتفاقا دیدن کردن، انداختن در
,
ترجمه سرزدن، اتفاقا دیدن کردن، انداختن در
به انگلیسی,
معنی Myeloid
,
ترجمه Myeloid
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی